الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
266
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) از ميان اهل بيت آن حضرت ، پارهء تن پاكش ، حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام بيش از هر كسى درد مىكشيد و از همه اندوهگينتر بود و با شدت و سختى فراوان مىگريست و مىگفت : « آه پدر جان ! آه اى رسول خدا ! اى پيامبر رحمت ! اينك ديگر وحى نمىآيد و آن جبرئيل از ما قطع مىشود . خداوندا ! جانم را به جان او ملحق ساز و مرا شفاعت كن تا به چهرهاش بنگرم و در روز قيامت مرا از اجر و شفاعتش ، محروم مفرما » « 1 » . ( 2 ) وى در اطراف آن جنازهء پاك ، حركت مىكرد و مىگفت : « آه پدر جان ! سوگش را به جبرئيل خواهم گفت . . . آه پدر جان ! بهشت فردوس جايگاه اوست . . . آه پدر جان ! پروردگارى را كه او را فراخواند ، اجابت گفت . . . » « 2 » . ( 3 ) مسلمانان ، هراسان آمدند در حالى كه اندوهگين و نوحهگويان بودند و زمين در زير پايشان مىلرزيد و چنان سراسيمه گشته بودند كه حتى از خود بىخبر شده و حيرت و سرگردانى بر آنان دست يافته بود . ( 4 ) تجهيز جنازهء پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به تجهيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرداخت و هيچ كس در اين امر با وى مشاركت نداشت . پس به غسل دادن آن حضرت پرداخت در حالى كه مىگفت : « پدر و مادرم فداى تو باد ! با مرگ تو قطع شد آنچه با مرگ غير از تو از نبوت ، خبرها و اخبار آسمان ، قطع نمىشد ، تو مخصوص گشتى تا آنجا كه
--> ( 1 ) تاريخ الخميس 2 / 173 . ( 2 ) سير اعلام النبلاء 2 / 120 ابن ماجه ، سنن 1 / 522 ، و در آن آمده است كه « حماد بن زيد » گفت ثابت ، روايت كنندهء حديث را ديدم كه وقتى اين حديث را مىگفت ، مىگريست به طورى كه دندههايش تكان مىخورد .